روش های تحلیل تکنیکال،بنیادی

کسب درآمد از بورس و روش های تحلیل

انواع تحلیل بورس – آشنای با روش های تحلیل سهام

 

در بازار بورس و سرمایه، افراد با انگیزه های متفاوتی دست به خرید و فروش سهام می زنند، امّا می توان گفت کسب درآمد از بورس از جمله اهدافی است که تقریبا بین تمام سهام داران مشترک است.

یکی از مهم ترین عواملی که در توسعه و رشد پایدار سرمایه نقش موثری دارد، آشنایی سرمایه گذاران و معامله‌گران بازار بورس با روش ‌های تجزیه و تحلیل اوراق بهادار و افزایش توان تحلیل‌ گری آن ها می باشد.

شاید بیش از 100 روش مختلف برای تحلیل بورس وجود داشته باشد که هرکدام از این روش ها مزایای خاص خود را دارند.

باید توجه داشته باشید که برای سرمایه گذاری موفق ممکن است نیاز باشد با توجه به استراتژی خود از یک یا چند روش تحلیلی استفاده کنید.

امّا به طور کلی نباید استفاده از روش های تحلیل بورس و سهام را نادیده گرفت چون اثرات بسیار مثبت روش های مختلف تحلیلی سهام در طول زمان به اثبات رسیده است.

انواع روش های تحلیل بورس

همان طور که اشاره شد، شاید بیش از صد روش مختلف برای تحلیل بازار سهام وجود داشته باشد، امّا از میان تمام این روش ها، سه روش برای تحلیل در بازار شناخته شده و پر کاربرد تر هستند:

  1. تحلیل بنیادی یا فاندامنتال
  2. تحلیل تکنیکال
  3. تحلیل احساسات یا روانشناسی بازار

همیشه بر سر این مسئله که کدام یک از این سه روش تحلیل بهتر و مناسب تر است میان تحلیل گران بحث بوده است، اما واقعیت امر این است که شناخت تمامی این روش های تحلیلی برای موفقیت در بازار الزامی است.

در واقع می توان گفت، ضعف در هرکدام از این انواع تحلیلی می تواند در عملکرد کلی شما تاثیر گذار باشد و به همین دلیل، فراگیری و آشنایی کامل با این روش ها کاملا ضروری است.

به طور کلی، تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی دو مکتب فکری مهم در بازارها به حساب می‌آیند که در ادامه به معرفی کامل آن ها خواهیم پرداخت.

همچنین معامله‌ گران و سرمایه‌ گذاران بازار سهام، از «روانشناسی بازار» نیز برای بررسی و تصمیم‌ گیری استفاده می‌ کنند. امّا شاید روانشناسی بازار را نتوان یک روش تحلیلی مستقل نامید با این حال در ادامه به بررسی این روش نیز خواهیم پرداخت.

تحلیل بنیادی (فاندامنتال) بورس

تحلیل بنیادی سنتی ترین روش و به نوعی می توان گفت، مهم ترین روش تحلیل بورس در بازار سرمایه است.

تحلیل بنیادی در واقع روشی برای نگاه به بازار با استفاده از تحلیل نیروهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تأثیرگذار بر عرضه و تقاضای یک دارایی مشخص است.

شاید استفاده از عرضه و تقاضا به عنوان شاخصی که مسیر حرکت قیمت را تعیین می کند آسان باشد. امّا سخت ترین بخش این کار تحلیل تمام عوامل تأثیر گذار بر میزان عرضه و تقاضاست.

یک تحلیل گر بنیادی باید قادر باشد دلیل اینکه چرا و با چه قطعیتی رویداد های مختلف (مانند افزایش نرخ ارز) بر اقتصاد یک کشور و سرانجام عرضه و تقاضای یک دارایی تأثیر می گذارد را تعیین کند.

در این روش از تحلیل بورس، سرمایه‌ گذار ابتدا اقتصاد و بازار را به عنوان یک موجودیت کل، تجزیه و تحلیل می‌کند تا بتواند زمان مناسب را برای سرمایه‌ گذاری تشخیص دهد.

بعد از این کار، سرمایه گذار به تحلیل صنایع یا بخش ‌هایی از اقتصاد می ‌پردازد که دارای چشم اندازهای آتی مناسبی می باشند.

در نهایت، تحلیل‌ گر با تحلیل بورس به این نتیجه می ‌رسد که زمان سرمایه ‌گذاری مناسب است و صنعت مناسبی با بازده بالایی در چرخه اقتصاد فعالیت می‌ کند و سپس به تحلیل شرکت ‌های آن صنعت می‌ پردازد.

از آنجا که تحلیل بازار بر زمان مناسب جهت سرمایه‌ گذاری در سهام دلالت دارد و تحلیل صنعت به منظور یافتن صنایعی با چشم گیر ترین آینده صورت می ‌گیرد، بنابراین سرمایه گذار قادر به انتخاب شرکت ‌هایی با آینده ‌ای بهتر در محدوده ‌ی آن صنایع خواهد بود.

به طور کلی، با استفاده از تحلیل بنیادی می توانیم شناخت کاملی نسبت به آینده شرکت و صنعت پیدا کنیم و در نهایت نتیجه این تحلیل به تصمیم گیری درباره اینکه آیا در این شرکت سرمایه گذاری انجام دهیم یا خیر کمک بسزایی خواهد کرد.

بنابراین این روش تحلیلی را باید در اولویت قرار داد و پس از اطمینان درباره وضعیت بنیادی شرکت و تعیین پیش بینی سود شرکت یا یک ارز و یا یک سهم و هدف قیمتی سهام آن ، باید در آن سرمایه گذاری کرد.

اگر بخواهیم به صورت خلاصه مزایا و معیب تحلیل بنیادی در روش های تحلیل بورس را ذکر کنیم، می توانیم به موارد زیر اشاره کنیم:

مزایای روش تحلیل بنیادی یا فاندامنتال

  • داشتن امنیت در برابر موج روانی بازار
  • مناسب برای تمرکز روی سرمایه گذاری ها و ترند های بلند مدت
  • امکان شناسایی سهام مناسب برای سرمایه گذاری بلند مدت
  • ضریب خطای پایین تر در مقایسه با تحلیل تکنیکال

معایب روش تحلیل بنیادی یا فاندامنتال

  • به تخصص بالا در زمینه مالی دارد
  • پیاده سازی آن نیازمند تحقیقات زمان بر و پر هزینه است، زیرا باید نسبت به مشخصه صنایع گوناگون متفاوت عمل کرد
  • به طور کلی نیازمند زمان طولانی برای پیاده سازی تحلیل است
  • تغییرات محیطی می توانند در تحلیل خطا ایجاد کنند
  • یادگیری آن دشوار و زمان بر است

تحلیل تکنیکال بورس

کاری که تحلیلگران تکنیکال انجام می دهند این است که حرکات و روندهای معاملاتی اخیر را ارزیابی می کنند و می توانند تعیین کنند که قیمت بعدی سهام یک شرکت خاص چقدر خواهد بود. معمولاً تحلیلگران تکنیکال به اصول بنیادی قیمت سهام توجه کمتری می کنند.

بر خلاف روش تحلیل بورس بنیادی که بر داده‌ هایی از جمله سود سهام، فروش، نرخ‌ های رشد و یا قوانین و مقررات دولتی مبتنی است، روش تحلیل تکنیکال سهام بر داده‌ های منتشر شده‌ ی بازار مبتنی می باشد.

داده‌ های بازار (market data) شامل قیمت سهام یا سطح شاخص بازار، حجم (تعداد سهام معامله شده) و شاخص ‌های تکنیکی است.

از پایه ترین اصول در تحلیل تکنیکال این است که فرض می شود تمام اطلاعات کنونی بازار در قیمت ها منعکس شده است و تحلیل آن ها می تواند اطلاعات لازم را در اختیار ما قرار دهد.

اگر تمام اطلاعات موجود، در قیمت منعکس شده باشد پس تنها با توجه به قیمت می توان خرید و فروش سهام را انجام داد.

در واقع تحلیل گران تکنیکال به این گفته معروف که «تاریخ تکرار می شود» اعتقاد دارند.

به اعتقاد آن ها اگر سطح قیمتی در گذشته مقاومت یا حمایتی ایجاد کرده باشد در آینده نیز می تواند همین اتفاق مجددا تکرار شود.

بنابراین این گروه از تحلیل گران توجه خاصیشان را در آن محدوده ها قرار می دهند.

امروزه زمانی که در مورد تحلیل تکنیکال صحبت می کنیم، اولین چیزی که به ذهن خطور می کند نمودار است.

تحلیل گران تکنیکال برای تحلیل بورس از نمودار استفاده می کنند زیرا نمودار ها بهترین و آسان ترین روش برای نمایش داده های تاریخی هستند.

رصد کردن نمودار ها به شما کمک می کند تا ترند ها و الگو ها را تشخیص داده و فرصت های معاملاتی بزرگی را کشف کنید.

جالب این جا است که بدلیل وجود همین معامله گرانی که به تحلیل تکنیکال تکیه می کنند این الگوهای قیمتی و سیگنال اندیکاتورها تحقق می یابند.

به عبارتی دیگر، تحلیل گران  بسیاری در بازار به سطوح قیمتی و الگوهای نموداری چشم دوخته و به کمک آن ها معامله می کنند، به همین دلیل احتمال  شکل گرفتن این الگوها در بازار سهام افزایش می یابد.

اما نکته ی دیگری که باید در نظر بگیرید این است که تحلیل تکنیکال ذهنی است.

در واقع تنها به این دلیل که دو تحلیل گر به یک نمودار نگاه می کنند نمی توان نتیجه گرفت که هر دو حتما به یک نتیجه خواهند رسید. بنابراین در تحلیل تکنیکال ممکن است افراد مختلف برداشت متفاوتی از نمودارها داشته باشند.

هدف تجزیه و تحلیل تکنیکال استفاده از زمان است، به عبارت دیگر هدف آن پیش بینی تغییرات قیمتی کوتاه ‌مدت در شاخص‌ های بازار سهام و به صورت جداگانه است.

این پیش ‌بینی در تحلیل تکنیکال بر مطالعه بازار یا تغییرات سهام از طریق تجزیه و تحلیل داده ‌های قیمتی و حجم مبادله سهام یا مطالعه شاخص‌ های تکنیکی مبتنی است.

توجه داشته باشید که برای تحلیل بورس به روش تکنیکی نه تنها به سطوح قیمتی بلکه بر تغییرات قیمت نیز باید توجه داشت و سعی کنیم که تغییرات قیمت را پیش بینی نمایید.

تحلیلگران تکنیکال از مفاهیم و ابزارهایی مانند اندیکاتور ها و اسیلاتور ها، خطوط روند، حمایت‌ ها و مقاومت ‌ها و غیره برای تحلیل استفاده می‌ کنند.

مزایای تحلیل بورس به روش تکنیکال

  • از یک استراتژی تحلیل تکنیکال می توان در تمام بازارها و چارت ها استفاده کرد
  • با استفاده از روش تکنیکال می توان بهترین زمان برای ورود به بازار و خرید سهام را مشخص کرد
  • تحلیل تکنیکال برای تعیین زمان ورود و خروج در بازه زمانی کوتاه مدت مفید است
  • هزینه و زمان مورد نیاز برای این تحلیل کم است
  • یادگیری آن زمان زیادی نمی برد

معایب تحلیل بورس به روش تکنیکال

  • خطاهای تحلیلی در این روش به نسبت تحلیل بنیادی بالاتر است
  • ایجاد زیر ساخت های نرم افزاری برای نمودارهای قیمتی سهام دشوار است
  • این روش تحلیل بورس برای سهام شرکت های کوچک مناسب نیست

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تحلیل احساسات یا روانشناسی بازار

با در نظر گرفتن مباحث گسترده تحلیل بورس، گاهاً سرمایه گذاران نگاهی گذرا نیز به بحث روانشناسی بازار بورس و نقشی که احساسات و عواطف در آن ایفا می‌ کند، می ‌اندازند.

نکته بسیار مهم این است که در کوتاه ‌مدت، احساسات و هیجانات سرمایه ‌گذاران بر قیمت‌ های سهام و بازار ها تاثیر گذار هستند. به همین دلیل آگاهی از این موارد در رابطه با تصمیم‌ گیری ‌ها و درک فرآیند های بازار مالی ضروری به نظر می ‌رسد.

در این روش تحلیل سهام، معامله ‌گر در واقع هیچ تحلیلی را در جهت پیدا کردن سهم مناسب انجام نمی ‌دهد. در حقیقت معاملات و توجه خود را معطوف به سهامی می‌ کند که مورد توجه بازار است که این توجه از راه‌ های مختلفی قابل شناسایی است:

  • سهامی که بیشترین حجم معامله را در روز داشته ‌اند.
  • سهامی که در قسمت پر بیننده سایت بورس تهران آمده ‌اند.
  • سهامی که بیشترین نظرات را در شبکه‌ های اجتماعی به خود اختصاص داده‌ اند.
  • سهامی که اخبار داغ و حساسی دارند.

اما مدیریت احساسات در حیطه‌ ی معاملات بسیار ضروری است چرا که معامله‌ گران اغلب باید سریع فکر کنند و در زمانی کوتاه به خرید و فروش سهام بپردازند. در نتیجه برای انجام این کار، نیازمند نظم و برنامه ‌ی معاملاتی از قبل تعیین‌ شده ‌ای هستند که بتوانند زمان ورود و خروج به معاملات را بهتر مدیریت کنند.

علاوه بر این یک معامله‌ گر می ‌تواند تصمیم بگیرد که در پی تحولاتی خاص، چگونه در خصوص خرید یا فروش سهام مورد نظر خود اقدام نماید و محدودیت ‌های تعیین شده ‌ای را در خصوص میزان سود یا زیان به ازای هر روز معاملاتی در نظر بگیرد.

مزایای تحلیل بورس با روانشناسی بازار

  • یادگیری نحوه کنترل احساسات و انعطاف پذیری در انجام معاملات
  • یادگیری تغییر عادات ذهنی برای همسو شدن با بازار
  • ایجاد استراتژی مدون برای ورود به بازار با توجه به جو روانی بازار
  • یادگیری پیش بردن معاملات بر پایه منطق و نه بر پایه احساسات

معایب تحلیل بورس با روانشناسی بازار

  • استراتژی های بر پایه روانشناسی بازار ریسک بالایی دارند
  • مباحث روانشناسی بازار به تنهایی برای تحلیل بورس کافی نیست. در واقع روانشناسی بازار می تواند مکملی برای سایر روش های تحلیل باشد

بهترین روش برای تحلیل بورس کدام است؟

 

سوال مهمی که در زمینه تحلیل سهام به وجود می آید این است که از کدام روش تحلیلی باید استفاده کنیم و کدام روش برای ما مناسب تر است.

به طور کلی، انتخاب بین تحلیل بنیادی و تکنیکال به بازه زمانی سرمایه‌ گذاری، اهداف سرمایه گذار و شرایط شخص بستگی دارد. اما می توان گفت بیشتر سرمایه ‌گذاران و معامله ‌گران حرفه ‌ای در بورس ایران توصیه می‌ کنند هم زمان از تحلیل‌ های بنیادی و تکنیکال برای انتخاب سهام و تصمیم‌ گیری استفاده شود.

به ترکیب دو تحلیل بنیادی و تکنیکال نیز تکنوفاندامنتال گفته می شود. 

با این وجود، در برخی از شرایط امکان استفاده از این دو تحلیل وجود ندارد و حتی نیازی به استفاده از این دو تحلیل نیست. به عنوان مثال، اشخاصی که نوسان ‌گیری‌ های کوتاه‌ مدت روزانه انجام می‌ دهند طبیعتا نمی ‌توانند زمان زیادی برای تحلیل بنیادی صرف کنند و نیازی نیز ندارند.

این افراد صرفا با تحلیل نمودار ها و روانشناسی بازار تصمیمات خرید و فروش خود را می‌ گیرند.

بنا بر این، می توان گفت استفاده از روش های تحلیل بورس و سهام تا حد زیادی به مقتضیات نوع سرمایه گذاری و خود سرمایه گذار بستگی خواهد داشت. /دکتر ترحمی

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *